سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا

























چیچک

همیشه به تـــو دلبسته بودم

با اینکه گاه ،افسار قلمم سرکشی می کرد

و گاه ، همدوشِ کلماتِ حقیرم

در ردیفی ناموزون به هم میریخت

تـــو که رهایم  می کردی

  مـن با سکوتِ پرهیاهوی قلبم

تسلیم تقدیر می شدم

مثل بید در بـــاد

همچو سایه در بیابان

 به دنبالت بودم

زخمه های سکوت

آتشی می شد برجان و دلم

آنجا که کلمات کم می آوردند...

تقدیر ........


نوشته شده در دوشنبه 97/2/31ساعت 11:41 صبح توسط arda2| نظرات ( ) |