سفارش تبلیغ
صبا

























چیچک

[نوشته ی رمز دار]  


نوشته شده در سه شنبه 97/3/29ساعت 3:14 عصر توسط arda2| نظرات ( ) |

یک روز فاصله ها را کنار خواهم زد

انگشتانم گره خواهد خورد

تا ته لحظه های قفل شده در انگشتانت

یک روز لحظه ها را کنار می زنم

تا برسم به آغوش نگاهت

و در عمق نگاه پر مهرت آرام میگیرم ...

من سال های خستگی ام را

توی حسرت دستان تو خوابیدم

-تقدیر-


نوشته شده در دوشنبه 97/2/31ساعت 3:37 عصر توسط arda2| نظرات ( ) |

همیشه به تـــو دلبسته بودم

با اینکه گاه ،افسار قلمم سرکشی می کرد

و گاه ، همدوشِ کلماتِ حقیرم

در ردیفی ناموزون به هم میریخت

تـــو که رهایم  می کردی

  مـن با سکوتِ پرهیاهوی قلبم

تسلیم تقدیر می شدم

مثل بید در بـــاد

همچو سایه در بیابان

 به دنبالت بودم

زخمه های سکوت

آتشی می شد برجان و دلم

آنجا که کلمات کم می آوردند...

-تقدیر-


نوشته شده در دوشنبه 97/2/31ساعت 11:41 صبح توسط arda2| نظرات ( ) |